سيد محمد دامادى
434
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
ديگر در كلام عبادت بنده بود مر حق را و [ رؤيت ] در دنيا ، آرزوى بنده بود ، و بنده را در دنيا آرزو نبود . و گويند اگر حق تعالى يك بار كه نفى كردى ديدار خود مر موسى را بيم بودى ، زهرهء موسى آب گشتى ، ليكن اميدش كرد و گفت : فَسَوْفَ تَرانِي ( اعراف 143 ) و قيل الرجاء مع الأمل خير من حصول الكامل و آفة المحبّة إذا الإفراط فى الإنبساط . [ قصص الانبياء ، قصهء پنجاه و سيم : ديدار خواستن موسى عليه السّلام صص 229 - 232 ] . . . و در عرف و عادت هست كه به در سراى كسى و يا ملكى ديدار خواهند . گويند اكنون نتوان ديدن ، اين سخن دليل نكند بر نفى رؤيت ، دليل كند به وقت ديگر بتوان ديد . . . . و موسى سه شبانه روز بيهوش مانده بود و فريشتگان بر وى مىگرستند مىگفتند : يا موسى لقد سألت ربّك امرا عظيما فى غير وقته . . . و چنين گويند كه موسى را رؤيت براى آن منع كرد ، رؤيت ، حظّ مصطفى بود . و كلام ، حظّ موسى بود چنان كه به خبر آمده است كه چون اين آيت بيامد وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا ( اعراف 142 ) فوثب رسول اللّه حتّى قرأ جبريل ، قال : لن ترانى فسكن ، لأنّ الرؤية حظّه دون غيره . ديگر اگر حق تعالى ، موسى را ديدار دادى - عاصيان نوميد شدندى و گفتندى هر كه چون موسى نبود ، ديدار نيابد . . . ديگر معنى آن بود كه موسى عليه السّلام ديدار مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم خواسته بود پيش ازين . حقّ تعالى او را اجابت كرده بود به اوّل بار كه موسى به طور بود . و آن چنان بود كه حق تعالى فضل مصطفى عليه السّلام و كرامت أمّتانش با موسى گفته بود - ديدار مصطفى آرزو خواست . حق تعالى اجابت كرد . قوله تعالى : وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ ( القصص 44 ) وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ ( القصص 46 ) چون اين بار موسى ديدار خواست ، امر آمد كه يا موسى فراموش كردى كه آدمى فراموشكار بود - پيش از اين ، ديدار حبيب ما خواسته بودى . پس امر آمد لَنْ تَرانِي ، تو آرزوى ديدار دوست ما كردى و هنوز نيافتهيى ، مرا ديدار من كنى ؟ نخواهم كه كسى ديدار حبيب مرا سبك دارد ، صبر كن تا نخست او را ببينى و از ديدار او بهره يا بى ، پس باز مرا ببينى تا از ديدار او به ديدار من رسى ، نه از ديدار من به ديدار او . [ قصص الانبياء صص 229 - 239 ]